دکتر مانی محرابی

آموزش سواد رسانه، نویسندگی، تولید محتوا

دکتر مانی محرابی

آموزش سواد رسانه، نویسندگی، تولید محتوا

۷۷ مطلب با موضوع «در رسانه ها (1395 الی 1397)» ثبت شده است

برتری ایدئولوژی بر دیپلماسی در بحران سوریه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201701312183127

آنچه از رفتار روسیه در قبال بحران سوریه و خصوصا نشست آستانه و طرح‌های مشابه استنتاج می‌شود این است که روس‌ها اعتقاد دارند دیپلماسی قدرتمندتر از ایدئولوژی است، در این صورت می‌توان با فشار سیاسی و حتی نظامی بر گروه‌های معارض دولت سوریه و داعش به صلح رسید لیکن این تئوری حداقل در خاورمیانه مصداق نخواهد داشت.

در خاورمیانه و مشخصا بحران سوریه، شاید در سطح بین المللی و حتی ملی مسائل اقتصادی و دیپلماتیک اولویت اول باشند ولی در سطح فردی و گروهی حرف اول و آخر را ایدئولوژی می‌زند. این دقیقا همان تئوری‌ای ست که ایران با توجه به آن استراتژی خود در قبال سوریه را ساماندهی کرده و بر اساس آن به هیچ هم‌زیستی مسالمت آمیزی در کنار معارضین دولت سوریه خوش بین نیست.

روسیه ایران را دور نزده است

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 22 دی 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=65107

قطعنامه ٢٣٣٦ شورای امنیت در رابطه با ایجاد آتش بس در سوریه و انتساب این طرح به روسیه و ترکیه سبب گمانه‌زنی‌ها در باب خروج ایران از دایره تصمیم‌سازان سوریه از سوی روسیه شده است. عده‌ای بر این باورند که روی کار آمدن ترامپ و گرایش وی به سوی مسکو سبب مصالحه مسکو و واشنگتن در باب بحران سوریه خواهد شد و این مصالحه را علیه منافع ایران می‌دانند. استدلال این افراد نیز گرایش روسیه به سمت ترکیه و تبدیل ترکیه به یک یار نظامی و دیپلماتیک در منطقه و به تبع فاصله گرفتن روسیه از ایران بر سر منافع همسو است.

تحلیل مفاد قطعنامه فوق، یادداشتی جدا را می‌طلبد لیکن در باب توافق احتمالی آینده روسیه و ایالات متحده بر سر خاتمه بحران سوریه مبتنی بر خروج تمام نیروهای خارجی غیر از نیروهای روسیه، باید این نکته را یادآور شد که آیا روسیه اساسا توان خاتمه دادن به بحران سوریه را دارد؟ در صورت تصویب قطعنامه‌ای با مضمون فوق‌الذکر آیا ایالات متحده توان اعمال مفاد آن بر نیروهای معارض دولت سوریه را دارا است؟ و سوال مهم‌تر اینکه در شرایطی که سوریه از بالاترین میزان اهمیت ژئواستراتژیک برای ایران برخوردار است آیا ایران به قطعنامه احتمالی آینده تن خواهد داد؟ پاسخ به این سوالات ما را به سوی ارایه تحلیلی صحیح و مبتنی بر واقعیت سوق می‌دهد.

تحلیل‌هایی که در ابتدای این یادداشت به آنها اشاره شد دارای نکات و پیش فرض‌های اشتباه هستند:

الف: نکته‌ای که نباید در این میان فراموش کرد نقش تهران در عادی‌سازی روابط میان مسکو و آنکارا است و با مد نظر قرار دادن این مساله، اساسا نزدیکی روسیه و ترکیه نه بر خلاف منافع منطقه‌ای ایران، بلکه موفقیت طرح ایران در همراه‌سازی ترکیه با ائتلاف ایران و روسیه و خارج‌سازی آنکارا از «قسمتی از اصل بحران» است.

ترامپ نمی‌تواند رابطه مسکو و تهران را تخریب کند

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201701032113368

در جامعه کارشناسی ایران پیش فرض اشتباهی در باب روابط روسیه و ایالات متحده وجود دارد مبنی بر اینکه رابطه میان پوتین و ترامپ به ضرر تهران خواهد بود. استدلال کارشناسان مذکور نیز همراهی روسیه با ایالات متحده در تصویب قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت سازمان ملل بر علیه ایران می‌باشد.

باید تاکید کرد تصویب قطعنامه‌های فوق در برهه زمانی‌ای رخ داده که ایران اساسا دارای رابطه ضد با روسیه بوده و این دو کشور دارای منافع مشترکی نیز نبودند. امروز ایران به بازیگری مهم در عرصه بحران خاورمیانه تبدیل شده و با توجه به آنچه از پوتین انتظار می‌رود، وی هرگز به واسطه گرایش نسبی ترامپ به سوی مسکو روابط خود با تهران را تخریب نخواهد کرد.

غرب آسیا، قلب بحران در سال 2017

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 16 دی 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2682484594368401095

اگر از تحلیلگران و ناظران امور بین‌الملل یک نظرسنجی‌ در مورد وقایع مهم سال 2016 صورت گیرد، قطعا منطقه‌ای که نام آن بیش از سایر مناطق جهان تکرار می‌شود غرب آسیا خواهد بود. کودتای نافرجام ترکیه، قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان، قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل و... از جمله وقایع مهم جهان در سال گذشته بودند. بحران سوریه در سال 2016 شاهد حوادث گوناگونی بود منجمله ورود نظامی ترکیه به خاک سوریه با هدف جلوگیری از ایجاد کریدور کردها در نوار مرزی شمال سوریه و در ادامه تلاش اردوغان در جهت ایجاد جبهه جدید در این بحران، آزادسازی شهر حلب که سبب به چالش کشیده شدن استراتژی تروریست‌ها در سوریه و کشورهای حامی آنها شد، تقویت شدید دولت سوریه نسبت به گذشته در عرصه داخلی و بین‌المللی به واسطه حمایت‌های نظامی، مالی و دیپلماتیک حامیانش یعنی ایران و روسیه و...

این بحران در سال 2017 به دلیل گرایش نسبی و مقطعی ترکیه به سمت جبهه روسیه و ایران، تغییر شکل اجرای سیاست‌های کاخ سفید در باب سوریه، تغییر توازن قدرت در سطح داخلی میان گروه‌های مخالف، کردها، داعش و دولت سوریه، خروج نسبی عربستان از دایره کشورهای تصمیم‌ساز و ورود احتمالی مصر و اسرائیل به این دایره قطعا همچنان و به شکل بحرانی‌تری ادامه خواهد داشت.

در جنگ داخلی عراق، ایالات متحده قصد آزادسازی استان نینوا، اعطای کنترل آن به کردهای عراق و سرازیر کردن داعش به استان دیرالزور را داشت که ائتلاف شیعه با ساماندهی نیروهای الحشدالشعبی از وقوع این اتفاق به نفع ایالات متحده جلوگیری کرد و در سال جاری باید در انتظار برنامه‌های آمریکا در جهت مقابله با نیروهای الحشدالشعبی باشیم.

روابط دیپلماتیک ایران و عربستان در این سال به تبع اعدام شیخ نمر و ماجراهای وابسته به این مساله به طور کامل قطع شد که این مساله سبب اوج‌گیری مداخله عربستان به شکل نیابتی در درگیری‌های عراق و سوریه، تلاش برای ایجاد اخلال در امور سیاست داخلی لبنان و فعالیت ویژه جهت کشانده شدن پای ایران به جنگ یمن شد. عربستان که سال 2016 را تقریبا به طور کامل در پی رقابت با ایران بوده سال سختی را در پیش خواهد داشت، اعتراضات داخلی، اختلافات درون حکومتی، مشکلات مالی، بن بست یمن، شکست استراتژی‌های از پیش تدوین شده در باب سوریه و عراق، رقابت کاریزماتیک با مصر و سیاست‌های ترامپ در باب گرایش مجدد ایالات متحده به سمت اسرائیل از جمله مواردی هستند که رژیم سعودی با آنها درگیر خواهد بود.

مصر بعد از وقوع تنش میان قاهره و ریاض تمام تلاش خود را جهت تبدیل به یک قدرت مستقل در خاورمیانه به کار بست تا نهایتا بعد از رای مثبت به دو طرح کاملا متضاد در شورای امنیت سازمان ملل و طرح پیش‌نویس قطعنامه کم‌سابقه علیه اسرائیل، سال را با حفظ روابط خود و واشنگتن و گرایش نسبی به سمت مسکو به عنوان یک بازیگر تقریبا مستقل به پایان برد. این کشور در سال 2017 از یک سو رقابت سختی با عربستان در جهت ایفای نقش «برادر بزرگ» اعراب در پیش دارد و از سوی دیگر باید در انتظار واکنش اسرائیل به وقایع ماه دسامبر شورای امنیت باشد.

اسرائیل نیز که با قطعنامه 2234 شورای امنیت به حالت شوک سیاسی فرو رفت در راستای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی از سایه‌نشینی درگیری‌های بحران خاورمیانه خارج خواهد شد، اما باید دید که آیا از توانایی شرکت در درگیری‌های سیاسی و نظامی در خارج از مرزها و همزمان با آن حفظ امنیت داخلی برخوردار است یا خیر.دلیل بروز این حجم حوادث در سال گذشته تمرکز درگیری‌های جهانی در این منطقه بوده که طبعا سبب جهانی شدن ماهیت و فرم وقایع این منطقه شده است و به طور قطع می‌توان پیش‌بینی کرد این روند در سال 2017 نیز استمرار خواهد داشت و خاورمیانه مجددا به هارتلند (قلب) بحران و وقایع جهانی تبدیل می‌شود.

بازنشر شده در خبرگزاری جام جم آنلاین :

http://jamejamonline.ir/online/2682754016817130502/%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2017

بازیگران بحران خاورمیانه در بحران 2016

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 12 دی 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=64117

ایالات متحده| سال ٢٠١٦ در اکثر موارد سالی بدون ریسک در عرصه سیاست‌های بین‌الملل ایالات متحده بود که با توجه به سال آخر حضور باراک اوباما بر مسند ریاست‌جمهوری، جبهه‌گیری‌های محتاطانه وی تا زمان انتخابات ماه نوامبر قابل پیش‌بینی بود. در شرایطی که سال ٢٠١٦ با تیره شدن روابط میان تهران و ریاض آغاز و بسیاری در انتظار جبهه‌گیری علنی واشنگتن و ورود حداکثری به این مناقشه بودند، اوباما به دلیل عدم توانایی در اعمال فشار حداکثری به ریاض به دلیل مشکلات سیاسی، نیاز به حفظ ثبات خاورمیانه و جلوگیری از به خطر افتادن برجام، رغبتی برای ورود به ماجرای غیرقابل پیش‌بینی میان تهران و ریاض نداشت. طرح این کشور در جهت مبارزه با داعش در عراق، با ورود نیروهای الحشد الشعبی به حالت تعلیق درآمد و شکست‌های نیروهای مورد حمایت این کشور در سوریه نیز سبب تغییر مداوم سیاست‌های کاخ سفید در قبال بحران سوریه شد.
ایران|  سال ٢٠١٦ تحت تاثیر دو اتفاق عظیم در سطح بین‌الملل برای ایران آغاز شد، برجام و قطع رابطه با عربستان که نهایتا هر دو رخداد به ورود و تاثیر بیشتر ایران در مناسبات بین‌الملل و منطقه‌ای ختم شد. رفتار مقابله‌جویانه عربستان تحت تاثیر بهبود روابط ایران با کشورهای جهان، سبب ورود ناخواسته ایران به یک رقابت پاندولی به شکل نیابتی می‌شود که حرکات هوشیارانه و به دور از احساس ایران نهایتا سبب برتری این کشور در تمام مناقشات رودررو مقابل عربستان در سوریه، عراق، لبنان و یمن شد. رخداد مهم بعدی، همکاری نظامی ایران و روسیه و اجازه تهران به مسکو جهت استفاده از پایگاه هوایی همدان آن هم در بحبوحه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده بود که ایران را به کشوری تصمیم‌ساز، غیرقابل پیش‌بینی و استراتژیک در منطقه تبدیل کرد.

کوچ ایالات متحده از خاورمیانه به آسیا حداکثری نیست

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد چهارشنبه 17 آذر 1395

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=61871

بروز آشوب‌های شدید تروریستی در خاورمیانه، فاصله گرفتن ناخواسته برنامه‌های از پیش تدوین شده ایالات متحده در خاورمیانه از اهداف مورد نظر این کشور و افول قدرت اوپک نسبت به دهه‌های گذشته از دلایلی است که سبب هزینه بیشتر حضور حداکثری ایالات متحده در خاورمیانه نسبت به منافع آن شده است. این مساله در کنار اوج‌گیری اقتصادی چین و تبدیل این کشور به ابرقدرت جهانی سبب تغییر سیاست ایالات متحده در خاورمیانه از واقع‌گرایی تهاجمی به واقع گرایی تدافعی با تغییر ژئوپولتیک این کشور به شرق آسیا شده است. سیاستی که ایالات متحده از زمان نیکسون در قبال چین اتخاذ کرده همواره مبتنی بر ایجاد توازن بر پایه تعامل در شرق آسیا بوده که از دوره اوباما، این سیاست به محدود کردن رشد اقتصادی و حتی نظامی چین تغییر کرد و دلیل آن نیز رشد روز افزون چین در عرصه اقتصادی و به تبع آن عرصه نظامی و تبدیل به یک قدرت جهانی بوده. یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های ایالات متحده در این زمینه بعد از نزدیکی به کره جنوبی، ژاپن و حتی هند، جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف حداکثری چین و روسیه است که در دوره‌های اخیر به وسیله نزدیک شدن ایالات متحده به چین صورت پذیرفته، اما آنچه از ظواهر امر پیداست، ایالات متحده در دوره ترامپ قصد تغییر در این موضع را دارد.

آزادی حلب پایان جنگ سوریه نیست

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری جمهور :

http://jomhornews.com/doc/article/fa/89201

در باب شاخصه‌های استراتژیک حلب، مسئله‌ای که حائز اهمیت است، درک صحیح شرایط کنونی‌ست. شرایط فعلی در حلب و سوریه یک شرایط بحرانی و جنگی‌ست و از این روی شاخصه‌های استراتژیک حلب نیز دچار تغییر شده اند. حلب دیگر مرکز اقتصادی سوریه نیست، شاهراه‌های اقتصادی این کشور به حلب ختم نمی‌شوند، حلب دروازه اصلی راه‌های ترکیه به عراق نیست و حتی بر خلاف اعتقاد اکثر کارشناسان امور بین الملل، استیلای بر شهر حلب تسلط بر شمال سوریه را سهل نخواهد کرد. امروز شهر حلب بعد از شش سال جنگ تلی از آوار است که مرتبط دانستن آن به اقتصاد سوریه کاملا بی معناست.

اهمیت شهر حلب در حال حاضر تنها مبتنی است بر شرایط جنگی. این شهر که مرکز گروه‌های جبهه النصره یا جبهه فتح الشام و احرار الشام بوده، در مواقع ائتلاف نیروهای معارض دولت سوریه به یکی از مراکز ائتلاف جیش الفتح نیز تبدیل می‌شد و از آنجا که این دو گروه و ائتلاف فوق الذکر از بزرگترین گروه‌های معارض دولت سوریه محسوب می‌شوند، اهمیت پیروزی در حلب دارای ویژگی‌های پاندولی بوده و می‌توان ادعا کرد پیروزی اخیر دولت سوریه و همپیمانانش بیش از آنکه به سود دولت سوریه باشد، به واقع به زیان مخالفان بوده است. از این روی پیروزی نیروهای دولتی سوریه در شهر حلب سبب تغییر استراتژی تمام بازیگران حاضر در بحران سوریه خواهد شد.

ترکیه که پیش از این قصد استیلا بر چهار شهر جرابلس، الباب، اعزاز و حلب و نهایتا ایجاد منطقه امن تحت حفاظت خود در شمال استان حلب را داشت تا اولا از ایجاد کریدور نیروهای کرد در مرز خود جلوگیری کرده و ثانیا با در دست داشتن منطقه‌ای قابل توجه از لحاظ محیطی با استقرار نیروهای معارض دولت سوریه و عمدتا نیروهای احرار الشام تحت لوای ارتش آزاد سوریه به بازیگری با قدرت در بحران سوریه بدل شود، اکنون یا باید چهار ضلعی خود را به سه ضلعی جرابلس، الباب و اعزاز تبدیل کند یا با تلاش برای کنترل حداکثری منبج، خلاء شهر حلب را مرتفع سازد.

نیروهای معارض دولت سوریه دو روند را در پیش خواهند گرفت. اقلیت نیروهای احرار الشام و جبهه النصره که تحت حمایت ترکیه هستند به سمت الباب و اعزاز و اکثریت نیروهای این گروه‌ها به همراه گروه فیلق الشام و مرکزیت ائتلاف جیش الفتح نیز به سوی ادلب پیش خواهند رفت. این گروه‌ها که هم اکنون در روستاها و شهرهای کوچک قسمت جنوب غرب استان حلب، نوار شمالی استان حما، قسمت شمال شرق استان لاذقیه و اکثر مناطق استان ادلب استقرار دارند با کمک حامیان خارجی خود یعنی ایالات متحده و عربستان در صدد خواهند بود تا مرکزیت موقت خود را در آنجا برپا دارند.

با تثبیت تسلط فعلی ارتش سوریه بر حلب، درگیری‌های سوریه مجددا و این بار توسط روسیه و ایران وارد حوزه دیپلماسی خواهد شد و این به معنای تلاش کشورهای حامی معارضان دولت سوریه جهت جبران شکست نظامی و ایجاد برگ‌های برنده در مذاکرات دیپلماتیک است. از این روی و با توجه به این مسئله که نیروهای دولت سوریه با کمک ائتلاف نیروهای شیعه و روسیه موفق به بازپس گیری شهر حلب شده‌اند، باید نظاره کرد که آیا نیروهای دولتی سوریه توانایی حفظ شهر حلب آن هم در شرایطی که حفظ این شهر به پتانسیلی بالا در حد حفظ دمشق نیاز دارد را دارند یا خیر.

قطعنامه در جهت تغییر قواعد بازی

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 5 دی 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2668910935623212207

قطعنامه شورای امنیت مبنی بر توقف شهرک‌سازی اسرائیل، شامل نکات ظریفی است که نشان از وقایع پشت پرده روابط کشورها در بحران خاورمیانه دارد.

ترسیم واقعه ساده است؛‌ مصر به عنوان همسایه، شریک امنیتی و دوست دوران گذشته اسرائیل، پیشنهاد قطعنامه‌ای علیه اسرائیل را می‌دهد. اسرائیل از ایالات متحده می‌خواهد با وساطت خود، مصر را از این اقدام برحذر دارد. مصر با قبول درخواست ایالات متحده، طرح خود را پس می‌گیرد و نهایتا پس از یک روز طرح فوق توسط مالزی، ونزوئلا، نیوزیلند و سنگال ارائه می‌شود و به تصویب می‌رسد!

نکته اول: اگر ایالات متحده قصد جلوگیری از طرح این پیشنهاد را داشت، علاوه بر مصر، توانایی جلوگیری از رخ دادن این اقدام توسط  کشورهای نیوزیلند، مالزی و سنگال را نیز داشت و اگر قصد تصویب نکردن آن را داشت، می‌توانست مانند دفعات گذشته از حق وتو استفاده کند.

ایالات متحده و پارادوکسی به نام چین

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 25 آذر 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2656604007475175113

ایالات متحده در دهه اخیر با تغییر الگوی رفتاری خود در مقابل چین، سعی در محدود سازی رشد اقتصادی و نظامی چین و در کنار آن، با ادامه سیاست حمایت از کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، هند و حتی کره جنوبی سعی در نیل به تعادل از دست رفته در آسیا و در بعدی بزرگ‌تر، در جهان دارد. بر اساس شواهد عینی آنچه واضح است سیاست‌های گذشته ایالات متحده در شرق آسیا که همواره مبتنی بوده بر ایجاد توازن قوا بر پایه تعامل میان قدرت‌های منطقه‌ای شرق آسیا در ابعاد اقتصادی و نظامی، و سیاست اخیر این کشور که نهایتا مهارسازی اقتصادی چین را هدف قرار داده نتوانسته‌اند واشینگتن را به مقصود برسانند و در این مدت نه تنها اقتصاد چین مهار نشده، بلکه این کشور در مسیر رساندن قدرت سخت خود نیز به شاخصه‌های جهانی است. گرچه چین در نیل به این هدف راه سختی پیش رو دارد اما تنش‌های اخیر این کشور، مبتنی بر مسائل منوط به قلمروی سرزمینی با کشورهای همسایه، سبب ایجاد واهمه تکرار فاجعه 1914 برای ایالات متحده و هم پیمانانه آسیایی این کشور شده. از سوی دیگر روند رشد اقتصادی چین و نوع مراودات مالی این کشور با ایالات متحده که در بعد سرمایه گذاری به شرکت‌های چینی اجازه سرمایه گذاری در تمام بخش‌های اقتصادی ایالات متحده را داده و در مقابل، در بحث جذب سرمایه جز در بخش صنعت، جذب سرمایه خارجی را منع و کاملا بسته عمل کرده و در کنار این فاکتور پایین نگه داشتن تصنعی نرخ یوآن، سبب کاهش اشتغال در بخش صنعت ایالات متحده به میزان 35% و کاهش فرصت‌های شغلی این کشور به میزان 25% در دهه اول قرن جاری شده که این مسئله نمایانگر تهدید شدید بالقوه اقتصاد چین برای ایالات متحده است.

آزادی حلب و آینده بحران سوریه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

 https://ir.sputniknews.com/opinion/201612192074254

در باب اهمیت استراتژیک حلب باید خاطر نشان کرد، در زمان کنونی این شهر کاملا فاقد شاخصه‌های اقتصادی و هژمونیک قبل از بحران سوریه است.

و تنها شاخصه حقیقی این شهر که امروز به ویرانه‌ای بیش شبیه نیست، مبتنی‌ست بر خصوصیات ژئواستراتژیک جنگی مانند موقعیت راهبردی اتوبان کاستیلو و به واقع آنچه در شهر حلب رخ داده بیش از اینکه یک پیروزی به یاد ماندنی برای نیروهای دولت سوریه و همپیمانان بشار اسد باشد، شکستی‌ست سخت و استراتژیک برای معارضان دولت سوریه.