مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

۳۸ مطلب با موضوع «رسانه های داخلی» ثبت شده است

اهداف ترامپ از جبهه‌گیری علیه ایران

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 20 فروردین 1396 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2798168234580753145

آنچه از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ طبق پیش‌بینی‌ها بسیار مشهود بوده، جبهه‌گیری خصمانه وی در مقابل برجسته‌ترین حکومت طیف مخالف خود در خاورمیانه، یعنی ایران است. این جبهه‌گیری در زمان زمامداری باراک اوباما رئیس‌جمهور سابق آمریکا نیز وجود داشت اما به سبب گرایش نسبی دولت وی به نئولیبرالیسم، تقابل دو کشور (ایران و آمریکا) در ظاهر شکلی خصمانه به خود نگرفته بود.

اما آیا براستی جبهه‌گیری‌های خصمانه ترامپ علیه ایران، نشانه‌ای از رفتار خصمانه ایالات متحده در مقابل ایران در سال‌های آتی خواهد بود؟

برای پاسخ به این سوال باید اهداف ترامپ در خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد. ترامپ در وهله نخست قصد دارد تا رابطه تیره ایالات متحده و اعراب منطقه بخصوص عربستان را ترمیم کند. هدف دوم وی جلب اعتماد رژیم اسرائیل و تلاش برای ورود تل‌آویو به مناقشات منطقه‌ای در جهت حمایت از مواضع واشنگتن است، امری که در دوره باراک اوباما آن‌طور که مورد انتظار کاخ سفید بود هرگز محقق نشد. هدف سوم ترامپ، ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر امتیاز دادن و امتیاز گرفتن رو در رو با روسیه است تا به این طریق بتواند مسکو را در اهداف بلندمدت خود که همان رویارویی با پکن است، همراه سازد و شاید آخرین و تبلیغاتی‌ترین هدف وی مبارزه با داعش در غرب آسیا باشد.

دکترین ترامپ آمریکا را خلع سلاح خواهد کرد

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 21 اسفند 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2762547347904744484

نظمی که فرانکلین دلانو روزولت، رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سال 1945 پایه نهاد، براساس صلح جهانی برنامه ریزی شده و این به معنای تهدید بالقوه عدم صلح برای نظم روزولتی است. در واقع بر هم زدن صلح جهانی به نوعی خلع سلاح کردن ایالات متحده و نظام بین‌المللی‌ای است که آنها برای نیل به اهداف جهانی و تامین منافع‌شان پایه‌گذاری کرده‌اند.

در مدت 70 سال اخیر هرگز ایالات متحده بر طبل عدم صلح جهانی نکوبیده بود تا زمانی که دونالد جان ترامپ به کاخ سفید راه یافت. باید توجه داشت عدم صلح جهانی ارتباطی با نظامی‌گری دولت آمریکا ندارد و اساسا نیز می‌توان ادعا کرد دولت ترامپ یک دولت نظامی‌گرا نخواهد بود، بلکه عدم صلح جهانی یک پدیده چند وجهی‌ است که ایدئولوژی و دکترین یک دولت آن را رقم خواهد زد و این اتفاق هم‌اکنون در دولت ترامپ رخ داده است. ترامپ بازی رقابتی میان ایالات متحده و سایر کشورها بویژه چین را از میدان‌های دیپلماتیک، هژمونیک و نظامی به میدان اقتصاد وارد کرده که به‌زعم صاحب این قلم این رخداد بزرگ‌ترین اشتباه وی خواهد بود.

آمریکا و آینده کردهای سوریه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 16 اسفند 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2756332995060705289

کردهای سوریه که عمدتا تحت استیلای تفکرات اوجالان هستند قبل از بحران سوریه، شاید دارای رابطه نسبتا نزدیکی با رژیم اسرائیل بودند، اما در فهرست گروه‌های تروریستی ایالات متحده قرار داشتند و به دلیل نزدیکی واشنگتن با آنکارا، می‌توان چنین ادعا کرد که حداقل مورد حمایت رسمی ایالات متحده قرار نمی‌گرفتند، اما بعد از این بحران و برهم‌خوردن نظم سیستماتیک حکومتی تقسیم قوا در شمال سوریه و تبدیل کردهای سوریه به یک بازیگر بالقوه سرنوشت‌ساز، ایالات متحده پیرو تئوری آشوب سازنده به حمایت از این گروه اقلیت پرداخت و این نیروی بالقوه را به بالفعل تبدیل کرد.

کمک‌های ایالات متحده به کردهای سوریه در ابتدا به شکل مستقیم صورت می‌گرفت که بعد از نارضایتی ترکیه از این اقدام کاخ سفید، این کمک‌ها شکل غیرمستقیم به خود گرفت. اکنون ایالات متحده کمک‌های مالی و تسلیحاتی خود را در اختیار ائتلاف نیروهای دموکراتیک سوریه می‌گذارد ولی با توجه به حضور اکثریتی کردها در میان نیروهای دموکراتیک سوریه که شامل حدود دوسوم تا سه‌چهارم این افراد می‌شوند، کمک‌های آمریکا عملا همچنان معطوف به نیروهای کرد سوریه خواهد بود.

تحلیلی بر تحرکات نظامی واشنگتن

 نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 28 فروردین 1396 :

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=72477

حمله موشکی دو ناو یو‌اس‌اس راس و یو‌اس‌اس پورتر ایالات متحده به فرودگاه شعیرات سوریه و تحرکات ناوگروه کارل وینسون ایالات متحده در آب‌های بخش غربی اقیانوس آرام به قصد استقرار در نزدیکی شبه‌جزیره کره را می‌توان در سه سطح مورد تحلیل قرار داد. در سطح بین‌المللی، حمله به فرودگاه شعیرات می‌تواند قبل از آنکه هشداری باشد برای ایران، روسیه و سوریه، عکس‌العملی باشد مبتنی بر رفتار متحدان این کشور در قبال تحولات منطقه در سال‌های بعد از بحران اخیر خاورمیانه، رفتارهایی که عموما بر مبنای تکروی و در راستای منافع شخصی حکام مستقر در رژیم‌های متحد ایالات متحده صورت گرفت. رژیم اسراییل دقیقا در زمانی که کاخ سفید به همراهی این رژیم در مناقشات منطقه‌ای خصوصا در سوریه نیاز مبرم داشت به دلیل عدم برخورداری از پتانسیل لازم جهت ورود بحران‌های جهانی، از ورود به این مناقشات سر باز زد. عربستان سعودی به واسطه تغییر افراد تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده به دلیل مرگ ملک عبدالله، با آرزوی امتیازگیری بیشتر از متحد بین‌المللی خود یعنی امریکا دست به اقدامات ماجراجویانه زد که نهایتا به پدید آمدن بحران یمن و پیچیده شدن بحران سوریه ختم شد. ترکیه به عنوان شریک استراتژیک نظامی ایالات متحده بعد از رویارویی با بحران داخلی، سیاست خارجه خود را در راستای مرتفع کردن معضلات سیاست داخلی خود بنا نهاد که این مساله به بروز رفتارهایی برخلاف منافع ایالات متحده خصوصا در سوریه ختم شد. مصر نیز بعد از روی کار آمدن ژنرال سیسی با پیگیری سیاست‌های واقع‌گرایانه درصدد ایجاد توازن در سیاست خارجه خود است که تمایل به سمت مسکو نیز از پیامدهای همین سیاستگذاری است. ایالات متحده با آگاهی به این مسائل درصدد اصلاح روابط خود با این متحدان تضعیف شده برآمده و در این راستا نیاز به برگ برنده‌ای دارد که هم نشان‌دهنده جدیت و تغییر تئوری حاکم بر سیاست‌های خاورمیانه این کشور از نئولیبرالیسم به نئورئالیسم باشد و هم در راستای اهداف و درخواست‌های سالیان اخیر این متحدان از ایالات متحده مبنی بر جبهه‌گیری در مقابل ائتلاف ایران و روسیه، درخواستی که از سوی کاخ سفید در دوره اوباما به طور کامل به آن پشت شده بود. در باب تحرکات ناوگروه کارل وینسون اما ماجرا کمی تفاوت دارد. هدف اول کاخ سفید از این اقدام، اطمینان بخشیدن به متحدان منطقه‌ای و هدف ثانویه، اخطار به چین و القای روی میز بودن تمام گزینه‌ها برای مقابله با دشمنان است که البته بسیار بعید است با این قبیل اقدامات بتوان به این هدف نزدیک شد.

ترامپ و بالکانیزاسیون سوریه

 نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 25 بهمن 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=68094

بعد از تشکیل جبهه سه‌جانبه روسیه، ایران و ترکیه و خصوصا پس از مذاکرات سه‌جانبه صلح سوریه گمانه‌زنی‌ها در جهت بالکانیزه شدن سوریه شدت گرفت و برخی پیش‌بینی‌ها حاکی از تقسیم سوریه میان ایران، روسیه و ترکیه بوده است. اما آیا چنین اتفاقی اساسا قابل رخ دادن است؟
در ابتدا باید گفت متحد اصلی ایالات متحده در خاورمیانه یعنی اسراییل بیشترین ضربه را از تجزیه سوریه دریافت خواهد کرد زیرا تقسیم این کشور به معنای ظهور حداقل یک کشور اسلامی تندرو سلفی در نزدیکی مرزهای سرزمین‌های اشغالی خواهد بود که برای اسراییل به طور بالقوه بسیار خطرناک‌تر از نیروهای شیعه مانند حزب‌الله که تحت حاکمیت یک کشور هستند و قوانین بین‌المللی و عرفی در قبال آن صدق می‌کند، هستند و البته نباید فراموش کرد که نیروهای معارض دولت سوریه از احرار الشام تا جبهه النصره ماهیت ی غرب ستیز دارند. همین خطر برای ترکیه نیز متصور است زیرا بالکانیزه شدن سوریه، استقلال کردها در مرز ترکیه را فراهم خواهد کرد و تلاش جهت عدم وقوع این مساله دقیقا همان چیزی است که باعث ورود ترکیه به بحران سوریه شده است. ایران و روسیه نیز به عنوان دو قدرت پشتیبان حکومت سوریه، بر اساس منطق، علاقه‌ای به از هم پاشیدگی حکومت و کشور مورد حمایت خود ندارند.

پارامترهای تقابل ایالات متحده و چین

 منتشر شده در روزنامه اعتماد 17 اسفند 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=70069

شاید بزرگ‌ترین درگیری محتمل در قرن ٢١ درگیری ایالات متحده و چین به عنوان یک قدرت تدوینگر نظم کنونی و قدرت دیگری که آرزوی تدوین نظم نوین دیگری را برای عرصه جهانی دارد باشد. درگیری این دو غول جهانی قطعا از شاخصه‌های قرن بیستم میلادی تبعیت نخواهد کرد بلکه ساختار کنونی جهان پارامترهای نوینی برای این درگیری پدید خواهد آورد.

یکی از این پارامترها نقش دیپلماسی است. روسیه، بریتانیا، آلمان، فرانسه، ژاپن، هند و... در ابعاد جهانی و دو کره، اقیانوسیه، کانادا، ایران، اسراییل، عربستان، برزیل، آرژانتین، آفریقای جنوبی و... در ابعاد منطقه‌ای تماما بازیگرانی هستند که بر درگیری فوق تاثیرگذار خواهند بود و عبور از نقش هر کدام از این بازیگران، درک صحیح از واقعیات موجود میان دو کشور ایالات متحده و چین را با خلل مواجه خواهد کرد. این مساله نقش دیپلماسی در رقابت میان دو کشور را بسیار پررنگ کرده. ایالات متحده به دلیل شکل نظام فعلی حاکم بر جهان، در حال حاضر از رقیب خود یعنی چین برتری محسوسی دارد و در مقابل، چین از برگ‌های کمتر ولی پراهمیت‌تری در روابط بین‌الملل برخوردار است، منجمله روسیه، کره شمالی و حتی مالزی.

نبرد پیچیده الباب

منتشر شده در روزنامه جام جم 28 بهمن 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2734242002296008819

منطقه الباب، صحنه درگیری سه نیروی ارتش ترکیه و متحدانش و داعش است که ظاهرا هدف هر دو ارتش یادشده، شکست داعش است، اما نباید فراموش کرد، ترکیه در راستای راهبرد مداخله‌جویانه خود در مرزهای جنوبی، به استیلا بر الباب نیاز دارد تا با تسلط بر اعزاز و جرابلس، مثلث امنیتی خود در این منطقه را درست میان دو جبهه نظامی تحت تسلط کردها بنا کند.

در اینجا ترکیه به‌دنبال دوتاکتیک است؛ یک آن‌که ارتش این کشور سریع‌تر از ارتش سوریه بر این منطقه تسلط یابد که این اقدام با توجه به توان نظامی بالای داعش در نبردهای زمینی عملا غیرممکن است و راهکار دوم آن‌که ارتش ترکیه از شکست خوردن داعش مقابل ارتش سوریه جلوگیری کند که با توجه به روابط مقطعی میان ترکیه و داعش ـ که نمود آن را در فتح جرابلس توسط ارتش ترکیه شاهد بودیم ـ وقوع این رخداد دور از ذهن نیست.

نظم کنونی بین‌الملل در حال شکست است

منتشر شده در روزنامه جام جم 14 بهمن 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2716965935541423613

اگر توئیت‌های دونالد ترامپ را به طور کامل مورد بررسی قرار دهیم تنها وجه اشتراک میان آنها طغیان وی علیه نظم کنونی حاکم بر جهان است که وقایع اخیر جهان، بخصوص در اروپا و نیمکره شرقی نزدیک شدن به پایان آن را گوشزد می‌کند؛ نظمی که می‌توان نقطه آغاز آن را 1945 و نقطه اصلاح آن را دهه‌های 70 و 90 میلادی نامید، پایه‌گذار آن ایالات متحده بوده و بر مبنای تئوری نظام بین‌الملل طبیعتا تامین‌کننده منافع واشنگتن نیز است.

آسیب توازن قوا میان قدرت‌ها در غرب آسیا و شمال آفریقا بهدلیل اوج‌گیری غیرقابل پیش‌بینی تروریسم تکفیری و بهدنبال آن ظهور بازیگران جدید در عرصه بین‌الملل و نهایتا برهم خوردن تعادل میان قدرت‌های بین‌المللی، نظم جهانی در این منطقه پربحران را دچار خلل کرد. در شرق آسیا نیز وضعیت به شکل مشابه غرب آسیاست با این تفاوت که این‌بار عوامل تروریستی جای خود را به عوامل اقتصادی دادند.

تلاش امارات برای اشغال یمن و باب‌المندب

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 30 دی 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2699687433032150862

حضور نیروهای متعدد با نگرش‌های متفاوت مانند هواداران علی عبدالله صالح، انصارالله یا حوثی‌ها، هواداران عبدربه منصور هادی شامل هواداران و مخالفان ریاض، ائتلاف به رهبری عربستان، انصار الشریعه یا القاعده یمن و... سبب پیچیدگی نبرد یمن شده است. در این میان امارات متحده عربی با بهره‌گیری از دو نیروی نظامی در یمن حضور پیدا کرده است. ساختار نظامی ارتش امارات مبتنی بر نیروی زمینی است و نیروهای هوایی و دریایی تنها حدود 10 درصد ارتش این کشور را تشکیل می‌دهند. این کشور دارای سه فرماندهی نظامی مجزا در ابوظبی، دبی و راس‌الخیمه است که پیچیدگی این سیستم نظامی کار را برای حضور نیروهای این کشور در ائتلاف عربستان مشکل می‌کند و هم‌اکنون نیز کاملا روشن نیست نیروهای تحت فرماندهی کدام حوزه به ائتلاف پیوسته‌اند، اما نکته مهم نیروی دوم امارات است، یعنی سربازان آفریقایی و کلمبیایی و بلک واتر. اخباری که در باب نیروهای غیربومی امارات در یمن می‌شنویم در واقع مربوط به این گروه هستند نه ارتش رسمی امارات و باید خاطر نشان کرد که اصولا ارتش امارات تمامش متشکل از نیروهای بومی است.

روسیه ایران را دور نزده است

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 22 دی 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=65107

قطعنامه ٢٣٣٦ شورای امنیت در رابطه با ایجاد آتش بس در سوریه و انتساب این طرح به روسیه و ترکیه سبب گمانه‌زنی‌ها در باب خروج ایران از دایره تصمیم‌سازان سوریه از سوی روسیه شده است. عده‌ای بر این باورند که روی کار آمدن ترامپ و گرایش وی به سوی مسکو سبب مصالحه مسکو و واشنگتن در باب بحران سوریه خواهد شد و این مصالحه را علیه منافع ایران می‌دانند. استدلال این افراد نیز گرایش روسیه به سمت ترکیه و تبدیل ترکیه به یک یار نظامی و دیپلماتیک در منطقه و به تبع فاصله گرفتن روسیه از ایران بر سر منافع همسو است.

تحلیل مفاد قطعنامه فوق، یادداشتی جدا را می‌طلبد لیکن در باب توافق احتمالی آینده روسیه و ایالات متحده بر سر خاتمه بحران سوریه مبتنی بر خروج تمام نیروهای خارجی غیر از نیروهای روسیه، باید این نکته را یادآور شد که آیا روسیه اساسا توان خاتمه دادن به بحران سوریه را دارد؟ در صورت تصویب قطعنامه‌ای با مضمون فوق‌الذکر آیا ایالات متحده توان اعمال مفاد آن بر نیروهای معارض دولت سوریه را دارا است؟ و سوال مهم‌تر اینکه در شرایطی که سوریه از بالاترین میزان اهمیت ژئواستراتژیک برای ایران برخوردار است آیا ایران به قطعنامه احتمالی آینده تن خواهد داد؟ پاسخ به این سوالات ما را به سوی ارایه تحلیلی صحیح و مبتنی بر واقعیت سوق می‌دهد.

تحلیل‌هایی که در ابتدای این یادداشت به آنها اشاره شد دارای نکات و پیش فرض‌های اشتباه هستند:

الف: نکته‌ای که نباید در این میان فراموش کرد نقش تهران در عادی‌سازی روابط میان مسکو و آنکارا است و با مد نظر قرار دادن این مساله، اساسا نزدیکی روسیه و ترکیه نه بر خلاف منافع منطقه‌ای ایران، بلکه موفقیت طرح ایران در همراه‌سازی ترکیه با ائتلاف ایران و روسیه و خارج‌سازی آنکارا از «قسمتی از اصل بحران» است.