مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

۳۸ مطلب با موضوع «رسانه های داخلی» ثبت شده است

غرب آسیا، قلب بحران در سال 2017

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 16 دی 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2682484594368401095

اگر از تحلیلگران و ناظران امور بین‌الملل یک نظرسنجی‌ در مورد وقایع مهم سال 2016 صورت گیرد، قطعا منطقه‌ای که نام آن بیش از سایر مناطق جهان تکرار می‌شود غرب آسیا خواهد بود. کودتای نافرجام ترکیه، قطع روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان، قطعنامه شورای امنیت علیه اسرائیل و... از جمله وقایع مهم جهان در سال گذشته بودند. بحران سوریه در سال 2016 شاهد حوادث گوناگونی بود منجمله ورود نظامی ترکیه به خاک سوریه با هدف جلوگیری از ایجاد کریدور کردها در نوار مرزی شمال سوریه و در ادامه تلاش اردوغان در جهت ایجاد جبهه جدید در این بحران، آزادسازی شهر حلب که سبب به چالش کشیده شدن استراتژی تروریست‌ها در سوریه و کشورهای حامی آنها شد، تقویت شدید دولت سوریه نسبت به گذشته در عرصه داخلی و بین‌المللی به واسطه حمایت‌های نظامی، مالی و دیپلماتیک حامیانش یعنی ایران و روسیه و...

این بحران در سال 2017 به دلیل گرایش نسبی و مقطعی ترکیه به سمت جبهه روسیه و ایران، تغییر شکل اجرای سیاست‌های کاخ سفید در باب سوریه، تغییر توازن قدرت در سطح داخلی میان گروه‌های مخالف، کردها، داعش و دولت سوریه، خروج نسبی عربستان از دایره کشورهای تصمیم‌ساز و ورود احتمالی مصر و اسرائیل به این دایره قطعا همچنان و به شکل بحرانی‌تری ادامه خواهد داشت.

در جنگ داخلی عراق، ایالات متحده قصد آزادسازی استان نینوا، اعطای کنترل آن به کردهای عراق و سرازیر کردن داعش به استان دیرالزور را داشت که ائتلاف شیعه با ساماندهی نیروهای الحشدالشعبی از وقوع این اتفاق به نفع ایالات متحده جلوگیری کرد و در سال جاری باید در انتظار برنامه‌های آمریکا در جهت مقابله با نیروهای الحشدالشعبی باشیم.

روابط دیپلماتیک ایران و عربستان در این سال به تبع اعدام شیخ نمر و ماجراهای وابسته به این مساله به طور کامل قطع شد که این مساله سبب اوج‌گیری مداخله عربستان به شکل نیابتی در درگیری‌های عراق و سوریه، تلاش برای ایجاد اخلال در امور سیاست داخلی لبنان و فعالیت ویژه جهت کشانده شدن پای ایران به جنگ یمن شد. عربستان که سال 2016 را تقریبا به طور کامل در پی رقابت با ایران بوده سال سختی را در پیش خواهد داشت، اعتراضات داخلی، اختلافات درون حکومتی، مشکلات مالی، بن بست یمن، شکست استراتژی‌های از پیش تدوین شده در باب سوریه و عراق، رقابت کاریزماتیک با مصر و سیاست‌های ترامپ در باب گرایش مجدد ایالات متحده به سمت اسرائیل از جمله مواردی هستند که رژیم سعودی با آنها درگیر خواهد بود.

مصر بعد از وقوع تنش میان قاهره و ریاض تمام تلاش خود را جهت تبدیل به یک قدرت مستقل در خاورمیانه به کار بست تا نهایتا بعد از رای مثبت به دو طرح کاملا متضاد در شورای امنیت سازمان ملل و طرح پیش‌نویس قطعنامه کم‌سابقه علیه اسرائیل، سال را با حفظ روابط خود و واشنگتن و گرایش نسبی به سمت مسکو به عنوان یک بازیگر تقریبا مستقل به پایان برد. این کشور در سال 2017 از یک سو رقابت سختی با عربستان در جهت ایفای نقش «برادر بزرگ» اعراب در پیش دارد و از سوی دیگر باید در انتظار واکنش اسرائیل به وقایع ماه دسامبر شورای امنیت باشد.

اسرائیل نیز که با قطعنامه 2234 شورای امنیت به حالت شوک سیاسی فرو رفت در راستای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی از سایه‌نشینی درگیری‌های بحران خاورمیانه خارج خواهد شد، اما باید دید که آیا از توانایی شرکت در درگیری‌های سیاسی و نظامی در خارج از مرزها و همزمان با آن حفظ امنیت داخلی برخوردار است یا خیر.دلیل بروز این حجم حوادث در سال گذشته تمرکز درگیری‌های جهانی در این منطقه بوده که طبعا سبب جهانی شدن ماهیت و فرم وقایع این منطقه شده است و به طور قطع می‌توان پیش‌بینی کرد این روند در سال 2017 نیز استمرار خواهد داشت و خاورمیانه مجددا به هارتلند (قلب) بحران و وقایع جهانی تبدیل می‌شود.

بازنشر شده در خبرگزاری جام جم آنلاین :

http://jamejamonline.ir/online/2682754016817130502/%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2017

بازیگران بحران خاورمیانه در بحران 2016

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 12 دی 1395 :

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=64117

ایالات متحده| سال ٢٠١٦ در اکثر موارد سالی بدون ریسک در عرصه سیاست‌های بین‌الملل ایالات متحده بود که با توجه به سال آخر حضور باراک اوباما بر مسند ریاست‌جمهوری، جبهه‌گیری‌های محتاطانه وی تا زمان انتخابات ماه نوامبر قابل پیش‌بینی بود. در شرایطی که سال ٢٠١٦ با تیره شدن روابط میان تهران و ریاض آغاز و بسیاری در انتظار جبهه‌گیری علنی واشنگتن و ورود حداکثری به این مناقشه بودند، اوباما به دلیل عدم توانایی در اعمال فشار حداکثری به ریاض به دلیل مشکلات سیاسی، نیاز به حفظ ثبات خاورمیانه و جلوگیری از به خطر افتادن برجام، رغبتی برای ورود به ماجرای غیرقابل پیش‌بینی میان تهران و ریاض نداشت. طرح این کشور در جهت مبارزه با داعش در عراق، با ورود نیروهای الحشد الشعبی به حالت تعلیق درآمد و شکست‌های نیروهای مورد حمایت این کشور در سوریه نیز سبب تغییر مداوم سیاست‌های کاخ سفید در قبال بحران سوریه شد.
ایران|  سال ٢٠١٦ تحت تاثیر دو اتفاق عظیم در سطح بین‌الملل برای ایران آغاز شد، برجام و قطع رابطه با عربستان که نهایتا هر دو رخداد به ورود و تاثیر بیشتر ایران در مناسبات بین‌الملل و منطقه‌ای ختم شد. رفتار مقابله‌جویانه عربستان تحت تاثیر بهبود روابط ایران با کشورهای جهان، سبب ورود ناخواسته ایران به یک رقابت پاندولی به شکل نیابتی می‌شود که حرکات هوشیارانه و به دور از احساس ایران نهایتا سبب برتری این کشور در تمام مناقشات رودررو مقابل عربستان در سوریه، عراق، لبنان و یمن شد. رخداد مهم بعدی، همکاری نظامی ایران و روسیه و اجازه تهران به مسکو جهت استفاده از پایگاه هوایی همدان آن هم در بحبوحه انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده بود که ایران را به کشوری تصمیم‌ساز، غیرقابل پیش‌بینی و استراتژیک در منطقه تبدیل کرد.

کوچ ایالات متحده از خاورمیانه به آسیا حداکثری نیست

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد چهارشنبه 17 آذر 1395

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=61871

بروز آشوب‌های شدید تروریستی در خاورمیانه، فاصله گرفتن ناخواسته برنامه‌های از پیش تدوین شده ایالات متحده در خاورمیانه از اهداف مورد نظر این کشور و افول قدرت اوپک نسبت به دهه‌های گذشته از دلایلی است که سبب هزینه بیشتر حضور حداکثری ایالات متحده در خاورمیانه نسبت به منافع آن شده است. این مساله در کنار اوج‌گیری اقتصادی چین و تبدیل این کشور به ابرقدرت جهانی سبب تغییر سیاست ایالات متحده در خاورمیانه از واقع‌گرایی تهاجمی به واقع گرایی تدافعی با تغییر ژئوپولتیک این کشور به شرق آسیا شده است. سیاستی که ایالات متحده از زمان نیکسون در قبال چین اتخاذ کرده همواره مبتنی بر ایجاد توازن بر پایه تعامل در شرق آسیا بوده که از دوره اوباما، این سیاست به محدود کردن رشد اقتصادی و حتی نظامی چین تغییر کرد و دلیل آن نیز رشد روز افزون چین در عرصه اقتصادی و به تبع آن عرصه نظامی و تبدیل به یک قدرت جهانی بوده. یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های ایالات متحده در این زمینه بعد از نزدیکی به کره جنوبی، ژاپن و حتی هند، جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف حداکثری چین و روسیه است که در دوره‌های اخیر به وسیله نزدیک شدن ایالات متحده به چین صورت پذیرفته، اما آنچه از ظواهر امر پیداست، ایالات متحده در دوره ترامپ قصد تغییر در این موضع را دارد.

قطعنامه در جهت تغییر قواعد بازی

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 5 دی 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2668910935623212207

قطعنامه شورای امنیت مبنی بر توقف شهرک‌سازی اسرائیل، شامل نکات ظریفی است که نشان از وقایع پشت پرده روابط کشورها در بحران خاورمیانه دارد.

ترسیم واقعه ساده است؛‌ مصر به عنوان همسایه، شریک امنیتی و دوست دوران گذشته اسرائیل، پیشنهاد قطعنامه‌ای علیه اسرائیل را می‌دهد. اسرائیل از ایالات متحده می‌خواهد با وساطت خود، مصر را از این اقدام برحذر دارد. مصر با قبول درخواست ایالات متحده، طرح خود را پس می‌گیرد و نهایتا پس از یک روز طرح فوق توسط مالزی، ونزوئلا، نیوزیلند و سنگال ارائه می‌شود و به تصویب می‌رسد!

نکته اول: اگر ایالات متحده قصد جلوگیری از طرح این پیشنهاد را داشت، علاوه بر مصر، توانایی جلوگیری از رخ دادن این اقدام توسط  کشورهای نیوزیلند، مالزی و سنگال را نیز داشت و اگر قصد تصویب نکردن آن را داشت، می‌توانست مانند دفعات گذشته از حق وتو استفاده کند.

ایالات متحده و پارادوکسی به نام چین

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 25 آذر 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2656604007475175113

ایالات متحده در دهه اخیر با تغییر الگوی رفتاری خود در مقابل چین، سعی در محدود سازی رشد اقتصادی و نظامی چین و در کنار آن، با ادامه سیاست حمایت از کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، هند و حتی کره جنوبی سعی در نیل به تعادل از دست رفته در آسیا و در بعدی بزرگ‌تر، در جهان دارد. بر اساس شواهد عینی آنچه واضح است سیاست‌های گذشته ایالات متحده در شرق آسیا که همواره مبتنی بوده بر ایجاد توازن قوا بر پایه تعامل میان قدرت‌های منطقه‌ای شرق آسیا در ابعاد اقتصادی و نظامی، و سیاست اخیر این کشور که نهایتا مهارسازی اقتصادی چین را هدف قرار داده نتوانسته‌اند واشینگتن را به مقصود برسانند و در این مدت نه تنها اقتصاد چین مهار نشده، بلکه این کشور در مسیر رساندن قدرت سخت خود نیز به شاخصه‌های جهانی است. گرچه چین در نیل به این هدف راه سختی پیش رو دارد اما تنش‌های اخیر این کشور، مبتنی بر مسائل منوط به قلمروی سرزمینی با کشورهای همسایه، سبب ایجاد واهمه تکرار فاجعه 1914 برای ایالات متحده و هم پیمانانه آسیایی این کشور شده. از سوی دیگر روند رشد اقتصادی چین و نوع مراودات مالی این کشور با ایالات متحده که در بعد سرمایه گذاری به شرکت‌های چینی اجازه سرمایه گذاری در تمام بخش‌های اقتصادی ایالات متحده را داده و در مقابل، در بحث جذب سرمایه جز در بخش صنعت، جذب سرمایه خارجی را منع و کاملا بسته عمل کرده و در کنار این فاکتور پایین نگه داشتن تصنعی نرخ یوآن، سبب کاهش اشتغال در بخش صنعت ایالات متحده به میزان 35% و کاهش فرصت‌های شغلی این کشور به میزان 25% در دهه اول قرن جاری شده که این مسئله نمایانگر تهدید شدید بالقوه اقتصاد چین برای ایالات متحده است.

چهار چالش‌ عمده پیش روی ترامپ

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری خبرآنلاین :

http://www.khabaronline.ir/detail/605034/World/americas

اولین چالش ترامپ، ضدیت مراکز جهانی قدرت با وی است. ترامپ در انتخابات توانست با تکیه بر تفکرات مبتنی آنارشیسم، جبهه گیری مقابل دستگاه فراجناحی حاکم بر سیاست ایالات متحده و نهایتا همراهی مردم ایالات متحده بر اساس قوه قهریه، اکثریت آراء الکترال را کسب کند. همین شاخصه‌های کلی برای ضدیت مراکز قدرت با وی کفایت می‌کرد. مراکزی که شامل دایره وسیعی از کانون‌های قدرت از رسانه‌ها تا سیاستمداران کشورهای مختلف بودند. این مراکز قدرت بعد از انتخابات نیز با ساماندهی تظاهرات گسترده مردمی علیه رئیس جمهور منتخب قصد تبدیل جنبش حاشیه‌ای ترامپ به متن یا به نوعی قصد تبدیل اپوزیسیون به پوزیسیون را دارند تا در چهار سال پیش رو، ضدیت با وی را دارای وجاهت دیپلماتیک جلوه دهند.

چالش دوم وی مسائل داخلی کشور است. مسائلی که کمابیش برای هر دولتی مسئله‌ساز خواهند بود و در هر دوره‌ای نیز وجود داشته‌اند مانند مسائل اقتصادی، اشتغال، بهداشت، مسائل مربوط مهاجران و ... لیکن عدم همکاری حداکثری احتمالی مراکز قدرت در ایالات متحده با وی، در وهله نخست سبب عدم توفیق وی در مرتفع کردن مشکلات در حد معقول خواهد شد و در وهله دوم اقدامات مثبت وی نیز توسط رسانه‌ها تحریف خواهند شد که این مسئله نیز نارضایتی عمومی و مسائل مورد تبع آن را برای دولت ترامپ به همراه خواهد داشت.

اما و اگرهای بدعهدی ترامپ در برجام

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 4 آذر 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2630752799705394068

اکنون که رقابت‌های انتخاباتی ایالات متحده پایان یافته، یکی از وعده‌های انتخاباتی دونالد ترامپ مبنی بر لغو توافق برجام از سوی ایالات متحده به بحث روز رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شده است. ابتدا باید این موضوع را مدنظر قرار داد که اصولا وعده‌های انتخاباتی بر مبنای عملی شدن‌شان پایه‌گذاری نشده‌اند، بخصوص وعده‌هایی که بر پایه نفی وضعیت خاصی که محصول دولت گذشته بوده، بنا شده باشند. این وعده‌ها خاصیتی انتخاباتی دارند که تنها در همان زمان کاربرد خواهند داشت و وعده ترامپ مبنی بر لغو برجام نیز همین‌گونه است.

دو مسأله بسیار مهم در باب مفاد برجام وجود دارد:

مسأله اول: در وهله نخست باید اذعان کرد برجام، توافقی چندجانبه است و هر اقدامی برخلاف برجام به واقع اقدامی‌ است برخلاف قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل که نه ایالات متحده و نه هیچ کشور دیگری به لحاظ قانونی توانایی نادیده گرفتن آن را ندارد.

تظاهراتی برای تبدیل اپوزیسیون به پوزیسیون

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم سه شنبه 25 آبان 1395

 http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2619677108764914427

اکنون دونالد ترامپ برخلاف پیش‌بینی اکثر تحلیلگران و نتایج اکثر نظرسنجی‌ها، رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده است. اما چطور این اتفاق رخ داد؟ جواب ساده است، رسانه‌ها به دلیل حمایت‌شان از ساختار کنونی قدرت و تفکرات مبتنی بر آنارشیسم ترامپ که در مقابل این ساختار جبهه دارد، خلاف واقعیت را جلوه دادند و تحلیلگران نیز بر‌اساس داده‌های همان رسانه‌ها به تحلیل پرداختند؛ تحلیل‌هایی که ناخودآگاه به تحلیل‌های دست چندم تبدیل شد. این اتفاق اکنون و در تحلیل تظاهرات خیابانی مردم ایالات متحده بر ضد رئیس‌جمهور منتخب نیز مصداق پیدا کرده است؛ تظاهراتی که دارای یک پارادوکس بزرگ است: دموکرات‌ها و حتی جمهوریخواهان تا قبل از انتخابات احتمال تقلب را کاملا منتفی می‌دانستند، در روز انتخابات مردم ایالات متحده ترامپ را با اکثریت آرای الکترال به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیدند و اکنون همان مردمی که احتمال تقلب را منتفی دانسته و سیستم رای‌گیری الکترال را دموکرات‌ترین سیستم رای‌گیری جهان می‌دانستند بر ضد همین موارد یاد شده و انتخاب مردم خودشان معترضند!

آنچه مسلم است این انتخابات نه نبرد دموکرات‌ها و جمهوریخواهان، بلکه نبرد نظام حاکم و مخالفان آن بود. نظام حاکم شامل هر آنچه که امروز آن را ایالات متحده و حتی با کمی اغراق، جهان می‌نامیم. در این وضعیت طبیعی‌ است جز مواردی معدود، تمام رسانه‌ها، سیاستمداران و به طور کلی مراکز قدرت جهانی علیه ترامپ موضع گرفته تا بتوانند نظر رای‌دهندگان را تغییر دهند. اما در نهایت امید مردم ایالات متحده به تغییر، نتیجه انتخابات را به شکل کنونی رقم زد.

جنگ موصل و جا به جایی قدرت

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم دوشنبه 17 آبان 1395

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2609843377876543016

به‌طور خلاصه موضعگیری کشورهای دخیل در جنگ موصل به این شکل است: ایالات متحده به شکل نظامی و اسرائیل به شکل غیرنظامی قصد دارند با خارج کردن موصل از کنترل داعش، نیروهای کرد را جایگزین آنها کرده تا زمینه‌ها را برای ایجاد منطقه کرد یکپارچه شامل مناطق شمالی عراق و سوریه فراهم سازند.

ترکیه برخلاف آنچه بر اساس مستندات تاریخی مبتنی بر پیمان 1923 لوزان ادعا می‌کند، هرگز قصد و حتی توانایی استیلا بر موصل را ندارد، بلکه هدفش این است همان‌گونه که با ورود به منطقه شمال شرق استان حلب از اتصال نیروهای کرد به یکدیگر در شمال سوریه جلوگیری کرده، با ورود به استان نینوا از اتصال کردهای عراق به استان حسکه [در سوریه] جلوگیری کند. نیروهای الحشد الشعبی که مورد حمایت ائتلاف شیعی هستند نیز با ایجاد مانع در مرزهای غربی استان نینوا از پیوستن نیروهای داعش به هم‌پیمانانشان در استان دیرالزور جلوگیری کرده‌اند. عربستان اما آزاد‌سازی موصل را به مثابه استیلای نیروهای شیعی بر استان نینوا دانسته، از این عملیات حمایت نمی‌کند و به احتمال زیاد باید در انتظار کمک‌رسانی آن به نیروهای داعش باشیم. نظامیان عراق هم طبیعتا به چیزی جز آزاد‌سازی و بازپس گیری نینوا نمی‌اندیشند.

تحلیلی بر جنگ موصل

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد شنبه 15 آبان 1395

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=59156

درگیری‌های موصل جهت بیرون راندن نیروهای داعش و بازپس‌گیری آن بعد از دو سال، در جریان است. شهری با گوناگونی نژادی و مذهبی شامل عرب، آشوری، کرد، ترکمن، مسیحی و... که قبل از عربیزه شدن توسط صدام، عمدتا کردنشین بوده و با وجود مهاجرت گسترده ساکنین آن بعد از اشغال توسط داعش در سال ٢٠١٤ کماکان جمعیتی بیش از یک میلیون نفر را در خود جای داده است. از حیث اهمیت، عملیات فوق را می‌توان مهم‌ترین عملیات ارتش عراق در سال‌های بعد از ظهور داعش و در کنار عملیات ارتش سوریه در حلب، مهم‌ترین رویداد حال حاضر خاورمیانه دانست، از این روی، پیروزی نیروهای عراقی در وهله نخست باعث تضعیف موثر نیروهای داعش و در وهله دوم باعث قدرت‌گیری قابل ملاحظه نیروهای دولتی از لحاظ استراتژیک و لجستیکی خواهد بود. ایالات متحده تمایل به جایگزینی کردها با نیروهای داعش در موصل و استان نینوا دارد و این امر را در جهت جلوگیری از استیلای نیروهای تحت حمایت ایران در آن منطقه حیاتی می‌داند. حضور نیروهای ترکیه در عملیات آزاد‌سازی موصل اما ممکن است این طرح ایالات متحده را با شکست رو‌به‌رو سازد لیکن ایالات متحده از این تهدید بهترین استفاده را خواهد برد.