مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

کوچ ایالات متحده از خاورمیانه به آسیا حداکثری نیست

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد چهارشنبه 17 آذر 1395

http://etemadnewspaper.ir/default.aspx?news_id=61871

بروز آشوب‌های شدید تروریستی در خاورمیانه، فاصله گرفتن ناخواسته برنامه‌های از پیش تدوین شده ایالات متحده در خاورمیانه از اهداف مورد نظر این کشور و افول قدرت اوپک نسبت به دهه‌های گذشته از دلایلی است که سبب هزینه بیشتر حضور حداکثری ایالات متحده در خاورمیانه نسبت به منافع آن شده است. این مساله در کنار اوج‌گیری اقتصادی چین و تبدیل این کشور به ابرقدرت جهانی سبب تغییر سیاست ایالات متحده در خاورمیانه از واقع‌گرایی تهاجمی به واقع گرایی تدافعی با تغییر ژئوپولتیک این کشور به شرق آسیا شده است. سیاستی که ایالات متحده از زمان نیکسون در قبال چین اتخاذ کرده همواره مبتنی بر ایجاد توازن بر پایه تعامل در شرق آسیا بوده که از دوره اوباما، این سیاست به محدود کردن رشد اقتصادی و حتی نظامی چین تغییر کرد و دلیل آن نیز رشد روز افزون چین در عرصه اقتصادی و به تبع آن عرصه نظامی و تبدیل به یک قدرت جهانی بوده. یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های ایالات متحده در این زمینه بعد از نزدیکی به کره جنوبی، ژاپن و حتی هند، جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف حداکثری چین و روسیه است که در دوره‌های اخیر به وسیله نزدیک شدن ایالات متحده به چین صورت پذیرفته، اما آنچه از ظواهر امر پیداست، ایالات متحده در دوره ترامپ قصد تغییر در این موضع را دارد. ترامپ می‌خواهد این‌بار با نزدیک شدن به روسیه از شکل‌گیری ائتلاف فوق‌الذکر جلوگیری کند اما تفاوت نوع نگرش و سیاست‌های کلان دو کشور در عرصه بین‌الملل، این اقدام ایالات متحده را به چالشی برای این کشور تبدیل خواهد کرد. ایالات متحده همواره بر اساس واقع‌گرایی در پی نیل به منافع ملی بوده و در مقابل آن، پوتین از سیاست‌های آرمانگرایانه در جهت احیای هژمون امپراتوری روسیه تبعیت می‌کند که این موضوع سبب عدم درک متقابل یکسان دو کشور از موقعیت‌های مشترک خواهد شد. از این رو ایالات متحده باید با پیگیری سیاست‌های محتاطانه، در پی تعادل میان منافع خود و آرمان‌های پوتین باشد که این راهبرد، ایالات متحده را در دو جبهه درگیر خواهد کرد. جبهه اول اوکراین است، دروازه تقابل هژمون غرب و شرق در اروپا. استراتژیک‌ترین کشور اروپایی در تقابل میان روسیه و ایالات متحده که هم از لحاظ ژئواستراتژیک و هم از لحاظ ژئواکونومیک و هژمونیک صحنه نبرد سرد دو کشور است. جبهه دوم نیز سوریه است که دقیقا از همان میزان ارزش اوکراین برخوردار است ولی دقیقا به شکل معکوس. اوکراین سنگر جبهه غرب در مقابل شرق است و سوریه سنگر جبهه شرق در مقابل غرب و نکته اساسی در این میان، دست بالای روسیه در هر دو جبهه است که با توجه به سابقه روابط دو کشور در زمان ریاست‌جمهوری دیمیتری مدودف که به رودست خوردن این کشور از ایالات متحده ختم و عدم اعتماد روس‌ها به امریکایی‌ها را محصول شد، می‌توان ادعا کرد که روسیه تا زمانی که وضعیت کنونی ادامه  داشته و دست بالا را در تقابل‌های مستقیم دو کشور داشته باشد تن به سازش با ایالات متحده، حداقل به شکلی که مد نظر امریکاست، نخواهد داد. ایالات متحده نیز برای ایجاد تعادل میان خود و روسیه و تغییر توازن به سود خود، نیاز به ایجاد تعادل در این دو جبهه فوق‌الذکر را دارد که این مساله به حضور سیاسی و نظامی و به تبع آن هژمونیک ایالات متحده در اروپای شرقی و بیش از آن در خاورمیانه ختم خواهد شد. مساله بعد در این باره برنامه‌های ایالات متحده در جهت حفظ قدرت هژمونیک در خاورمیانه بعد از کوچ به شرق آسیاست. ایالات متحده نیاز به یک شریک پرقدرت و قابل اعتماد دارد تا اجرای ادامه برنامه‌های این کشور در منطقه را بر عهده گیرد. این شریک پرقدرت و قابل اعتماد همواره در حال تغییر بوده و در ادوار مختلف کشورهایی چون مصر، اسراییل، ایران، ترکیه و عربستان عهده‌دار آن بوده‌اند. ولی در حال حاضر تمام کشورهای منطقه فاقد شاخصه‌های لازم و مورد نظر ایالات متحده برای ایفای این نقش هستند. ترکیه با پیگیری سیاست‌های آرمانگرایانه اردوغان در جهت احیای امپراتوری عثمانی حتی از منافع ملی خود نیز چشم می‌پوشد و به بازیگری غیر قابل پیش‌بینی، جنجالی و نهایتا غیرقابل اعتماد بدل شده است؛ مصر با مشکلات عدیده داخلی دست به گریبان است و اسراییل نیز از همسویی گذشته خود با ایالات متحده فاصله بسیاری گرفته. در این میان تکیه واشنگتن بر همراهی ریاض بوده که این کشور نیز با توجه به تمرکز درگیری‌های جهانی در خاورمیانه و تبدیل پتانسیل‌های ژئواستراتژیک منطقه‌ای به شاخصه‌هایی فرامنطقه‌ای و حتی جهانی، نوعی بزرگ بینی مفرط و بی‌محابا به همراه بی‌تجربگی را پیش سر می‌گذارد که سبب درگیری نیابتی حداکثری این کشور در جبهه‌های سوریه، عراق و یمن با دیگر قدرت منطقه‌ای یعنی ایران شده است. از این روی ایالات متحده فاقد یار قابل اتکای منطقه‌ای جهت پیاده‌سازی ادامه برنامه‌های خود در صورت کوچ به شرق آسیاست. این دو مساله کلان، سبب عدم کوچ حداکثری ایالات متحده از خاورمیانه شده و تمرکز این کشور بر مسائل شرق آسیا نیز نهایتا به اصلاح سیاست‌های این کشور در باب سرمایه‌گذاری سیاسی، اقتصادی و نظامی در خاورمیانه و نه کوچ از این منطقه ختم خواهد شد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی